عبد الجليل قزوينى رازى
593
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
در همهء مجالس برين نوع باشد و نيّت علما طاعت باشد اگر مفسدى در آن ميانه معصيتى كند مستحقّ لعنت و عقوبت باشد و عايد نباشد بعلما و صلحا ، و اين فصل را در فصول ما تقدّم جوابهاى اشگرف « 1 » مطوّل با حجّت بگفتهايم چون باوّل آن خوانده باشند به آخر مستغنى باشند ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « فضيحت چهل و هشتم - همهء طوايف اسلام كه نام صحابيى و بزرگى برآيد « 2 » به دو ترحّم كنند و گويند : ما مذهب ايشان داريم جز رافضى كه از همه بيزارى جويد و گويد : همه بر باطل بودند و كفشگران در غايش « 3 » و جولاهكان « 4 » ورامين ، و غلان سناردك « 5 » ، و عوّانان قم ، و خربندگان سبزوار ، و سرهنگان آبه بعد از پانصد سال حق بنديدهاند ، صحابهء « 6 » پاك كه مجاوران حضرت نبوى و ناقدان دين بودهاند و مجاهدان اسلام ؛ حق بنديدهاند ، بو جعفر طوسى ، و بو جعفر بابويه ، و مرتضى علوى ، و بو سهل نوبختى منجّم ، و عبد الجبّار مفيد چهاردهى ، و على زيرك هندى « 7 »
--> - مترادف است با « بر » چه در فارسى به او واو بهم تبديل مىيابند » . ( 1 ) - ح د : « شگرف » در برهان قاطع گفته : « اشگرف بكسر اوّل و سكون شين و فتح گاف فارسى بمعنى سطبر و قوى و گنده و بزرگ باشد و بمعنى شأن و شوكت و حشمت هم آمده است » . و در حرف شين گفته : « شگرف بكسر اوّل و فتح ثانى [ يعنى گاف فارسى ] و سكون راى قرشت و فا بمعنى نيكو و زيبا و لطيف و محتشم و بزرگ و قوى و سطبر و صاحب شكوه و حشمت باشد » . ( 2 ) - ع : « هاز آيد » ح د : « بشنوند » و تصحيح متن علاوه بر آنكه م ب آنطور است بقرينهء جواب است كه مصنف ( ره ) در آنجا نقل كلام معترض را كرده است . ( 3 ) - ح : « عالش » د : « عايش » . ( 4 ) - م ب ن : « جولاهان » . ( 5 ) - كذا صريحا در نسخهء ع ليكن م : « و دغلان دستاردك » ( با تاء بعد از سين ) ب : « و دغلان دسنارك » ( با نون بعد از سين ) ح د نيز ندارند و در برهان قاطع گفته : « دغل بر وزن عجل مكر و حيله و ناراست و عيب و فساد باشد و كسى كه دغلى و ناراستى كند و دغلى بمعنى حرامزادگى و عيارى و مكارى و ناراستى كردن باشد » و شاهد صريح بر استعمال دغل در كسى كه ناراست و نادرست باشد قول سعدى است : « اين دغل دوستان كه مىبينى * مگسانند دور شيرينى » و بعيدا ميتواند بود كه مصحف و محرف « غلچگان » باشد در برهان گفته : « غلچه بفتح اول و جيم فارسى و سكون لام روستائى ورند و اوباش را گويند » اما « سناردك » كه اسم جائى است معلوم نشد كه كجاست . ( 6 ) - ن ح د : « و صحابهء » . ( 7 ) - كذا در چهار نسخهء ع م ب ن -